ميرزا حسين النوري الطبرسي

328

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )

سبب تفسيق و تضليل و تكفير يكديگر شده نمىفرمايد از طرف ايشان كه مأمون است و خوف و بيمى ندارد . جواب : بيشتر خلق روى زمين منكرند وجود ذات اقدس حضرت احديّت - جلّ ثناؤه - را و آنان كه معترفند آن قدر اختلاف در مراتب توحيد و صفات و افعال جنابش دارند كه جز يك طريقه ، همهء آنها باطل و قايلش ضال و از براى بيشترى سبب خلود نار و خداى تعالى در هيچ وقت از چيزى نترسد و تواناييش در رفع اختلاف از بين و فصل خصومت متنازعين و ايجاد معرفت ضرورى و علم وجدانى در نفوس و قلوب به نحوى كه همه جز حقّ ، چيزى در دل نگيرند ، بيشتر است به اضعاف غير متناهيه از ولى و نايب و خليفه‌اش در زمين و هر عذرى كه در ترك آن براى خداوند عزّ و جلّ مقرّر كرده شده ، وليّش اولى است به آن عذر براى ترك رفع اختلاف . سؤال نهم : شما اماميّه به امامى قايل شديد كه تمام لوازم امامت و ذاتيّات رياست عامّه و نيابت الهيّه و خلافت نبويّه را از او سلب مىكنيد . چون بيان احكام و فصل خصومات و اجراى حدود و حفظ ثغور و اخذ حقوق و اعانت مظلوم و امر به معروف و نهى از منكر و دفع ظلم و تجهيز عساكر و امثال اين‌ها كه غرض از نصب امام ، چه به نص باشد يا به اجماع ، اقامهء امور مذكوره و نظم مطالب شرعيّه و اصلاح مفاسد دينيّه و دنيويّهء مسلمين است و با انتفاى تكاليف مذكوره از او به جهت عدم تمكّن از اقامهء آن ، از امامت بيفتد و ديگر چيزى نماند كه به سبب آن ، امام شود و لايق اين منصب و سزاوار اين لقب باشد و مهدى شما ، همان است كه ابن تيميّه در منهاج السنيّة گفته كه خيرى دنيوى و دينى در غيبت او نيست . امّا بر طريقهء اهل سنّت : جواب : اولا : نقض به غيبت غالب انبيا عليهم السّلام ؛ كه غرض از بعثت ايشان ، انفاذ احكام مذكوره و اجراى تكاليف معهوده بود اصالتا و امام مكلّف به آنهاست به نيابت از ايشان و غيبت